___________________________
مديريت ريسك
___________________________
مقدمه
دغدغه اصلي مديريت ريسك، ريسك اعتباري است. منظور از ريسك اعتباري اين است كه واسطهگر مسئول مالي معاملات مشتري است. برخي از نمايندگان صنعت در جلسه كميته مقررات بازارهاي ثانويه و كميته مقررات واسطهگران بازار تأكيد كردند كه ميزان ريسك اعتباري كه اعضاي بازار-كه عضو پاياپاي نيستند- متوجه اعضاي پاياپاي ميكنند، مشابه مشتريان دسترسي الكترونيكي مستقيم واسطهگر است. تعدادي از واسطهگراني كه به پرسشنامه كميته مقررات واسطهگران بازار پاسخ دادهاند نيز اظهارنظر مشابهاي كردهاند.
به عنوان مثال، به نظر يك شركت در آمريكاي شمالي ريسك تطابق با مقررات، زماني كه مشتري غيرعضو بازار به طور مستقيم سفارش خود را به نام واسطهگر وارد بازار ميكند، بيشتر است و ريسك اعتباري زماني كه مشتري استفاده كننده از دسترسي الكترونيكي مستقيم عضو پاياپاي نيست، افزايش مييابد.
بنا به اظهار اين شركت در شرايطيكه واسطهگر تنها خدمات پاياپاي به مشتري ارائه ميكند، واسطهگر عضو پاياپاي مسئول مالي معامله محسوب ميشود. از اين رو، اگر مشتري نتواند وجه نقد و يا اوراق بهادار كافي براي تسويه ارائه دهد، واسطهگر موظف است كه نسبت به انجام امور تسويه اقدام كند.
بايد توجه داشت واسطهگري كه امور پاياپاي خود را انجام نميدهد در ارتباط با مشتري غيرعضو دسترسي الكترونيكي مستقيم با ريسكهاي مالي نيز مواجه است، زيرا معامله به لحاظ فني به واسطهگر وابسته است و بنابراين مسئوليت نهايي در قبال عضو پاياپاي بر عهده واسطهگر است.
در بسياري از كشورها، مسئوليت كنترل اعتبار كلي و مديريت ريسك كه شامل دسترسي الكترونيكي مستقيم نيز ميشود، در درجه اول بر عهده عضو بازار و عضو پاياپاي مرتبط با وي (كه در مجموع "شركتهاي مسئول" خوانده ميشوند) و نهاد تسويه و پاياپاي است، نه بازار. هم چنين نهادهاي تسويه و پاياپاي تعهدات مديريت ريسك واسطهگران به ويژه در ارتباط با دسترسي الكترونيكي مستقيم را تقبل نميكنند، بلكه نقش پشتيبانيكننده را ايفا ميكنند. بسياري از كشورها در پاسخ به تحقيق كميته مقررات بازارهاي ثانويه بر اهميت نقش نهادهاي تسويه و پاياپاي در قبال واسطهگري كه عضو نهاد تسويه و پاياپاي است و براي خود يا از طرف مشتريان امور پاياپاي را انجام ميدهد، تاكيد كردهاند. نهاد تسويه و پاياپاي سيستمهاي مناسبي براي مديريت ريسك دارند كه از آن جمله ميتوان به وضع محدوديتهاي معاملاتي و موقعيتي، تنظيم الزامات وديعه و همچنين كنترلهاي وثيقهاي و پايش سلامت اعضاي پاياپاي اشاره كرد.
در پيگيري خودكار سفارش كه سفارشها از طريق زيرساختهاي واسطهگر ارسال ميشود، واسطهگر از فرصت و زمان كافي براي اجراي پروتكلهاي مديريت ريسك برخوردار است كه شامل كنترلهاي پيش از معامله نيز ميشود. با اين حال، سرعت اجراي الكترونيكي به چند ميلي ثانيه محدود ميشود و اين زماني است كه ميتواند صرف مديريت ريسك سنتي و كشف معاملات خطا و واكنش به آن شود. در دسترسي تضميني كه سفارشها خارج از زيرساختهاي واسطهگران به سيستم تطبيق بورس ارسال ميشود، توانايي شركت مسئول براي ارزيابي دقيق ريسك به ويژه پيش از انجام معامله، با نبود كاركردهاي نرم افزاري مديريت ريسك كه براي مسير اجراي بازار طراحي شده باشد، بسيار كمتر است. اين امر باعث تشديد آثار منفي بالقوه اشتباهات صورت گرفته (به عنوان مثال الگوريتم نادرست) يا تجاوز از محدوده اعتبار مشتري ميشود.
اگرچه رقابت باعث ميشود بازارهاي عمده، ابزارهاي مديريت ريسك موردنظر واسطهگران را تكميل كنند، كاركردهاي مديريت ريسكي كه بازارها و شركتهاي تسويه و پاياپاي به عنوان بخشي از سيستمهاي معاملاتي الكترونيكي خود فراهم كردهاند، هم چنان متفاوت خواهد بود. مسألهاي كه به لحاظ مقرراتي مطرح ميشود، اين است كه آيا مقامات ناظر بازارها بايد به طور خاص نوع كنترلهايي را كه سيستمهاي معاملاتي در راستاي اهداف مديريت ريسك فراهم ميكنند (نظير فيلترها)، مشخص كنند يا خير.
تجارب كنوني: از منظر بازار
بر اساس نتايج تحقيق، بازارها اذعان دارند كه به شركتهاي مسئول (اعضاي بازار و اعضاي پاياپاي مرتبط با آنها) به دليل برخورداري از كنترل و رويههاي مديريت ريسك نياز دارند. در واقع بازارها با اتخاذ مجموعهاي از سياستها سعي در تسهيل راه اندازي سيستمهاي موردنياز دارند.
برخي از بازارها اصول پيشرفتهاي را بنا نهادهاند كه حاوي الزامات متعددي براي مديريت ريسك است. بر اين اساس، اعضايي كه امكان دسترسي الكترونيكي مستقيم را براي مشتريان خود فراهم آوردهاند، موظفند رويههايي را كه هدف آن دستيابي به آرمانهاي مديريت ريسك ويژهاي است، اجرا كنند، اما اين بازارها، پارامترهاي خاص و مشروح براي دستيابي به اين آرمانها تعريف نميكنند. عدم ارائه تفصيل بيشتر در مورد الزامات كنترل داخلي/مديريت ريسك از اين باور سرچشمه ميگيرد كه شركتهاي مسئول بايد از انعطافپذيري لازم براي اعتبارسنجي و اجراي كنترلهايي كه با ساختار و فلسفه كسب و كار اعضاي بازار يا شركتهاي عضو پاياپاي همخواني دارد، برخوردار باشند.
برخي از بازارها الزامات مفصلتري تنظيم كردهاند. براي مثال ميتوان به فهرست كنترلهاي لازم نظير پايش قابليتها و توانايي تنظيم پارامترهاي كنترل اعتبار (نظير محدوديتهاي مربوط به حجم معاملات، تعداد موقعيتهاي معاملاتي، افشا و محصولات و ابزارهاي مجاز) و توانايي تنظيم ارزشها و پارامترهاي كنترلي به صورت لحظهاي و طي جلسه معاملاتي اشاره كرد.
اگرچه سيستمهاي معاملاتي بسياري از بازارها داراي كاركردهاي متعددي نظير كنترلهاي پيش از معامله (براي مثال فيلترها، اعلاميه هاي "ارسال كپي" و كاركردهاي "توقف معامله") كه كاركردهاي مديريت ريسك شركتهاي مسئول را تسهيل ميكند، هستند، ميزان دسترس پذيري اين كاركردها در بازارهاي مختلف، متفاوت است. براي مثال در تحقيق كميته مقررات بازارهاي ثانويه مشخص شد كه در ميزان دسترسي به كاركردهايي از سيستم بازار كه به واسطهگران امكان پايش لحظهاي معاملات را ميدهند، تفاوتهايي وجود دارد (در برخي از كشورها شركت تسويه و پاياپاي است كه به پايش معاملات ميپردازد.)
به لحاظ كفايت اطلاعات پيش از معامله و پس از آن، بيشتر بازارها معتقدند كه دامنه اين اطلاعات و نيز به هنگام بودن آنها براي اهداف مديريت ريسك كفايت ميكند. از طرف ديگر تعدادي از واسطهگراني كه امكان دسترسي تضميني را فراهم آوردهاند، ابزارهاي سيستمي يا دادههاي جامع و به هنگامي براي آن كه بتوانند كنترلهاي لحظهاي مؤثر مديريت ريسك پيش از معامله را اجرا كنند، از بازارها دريافت نكردهاند. اين موضوعات با جزئيات بيشتر در بخش 5 تشريح ميشود.
تجارب كنوني: از منظر واسطهگري
واسطهگران با اتخاذ رويكردي سه مرحلهاي، ريسك دسترسي الكترونيكي مستقيم را مديريت ميكنند:
(1) تحليل مشتري بالقوه دسترسي الكترونيكي مستقيم (براي مثال، سابقه، سنجش اعتبار و غيره)؛
(2) كنترلهاي پيش از اجرا؛ و
(3)كنترلهاي پس از اجرا. به منظور دستيابي به يك برنامه جامع مديريت ريسك، اين ساز و كارها بايد با هم اجرا شوند.
از نقطه نظر واسطهگران، تحليل مشتري مهمترين مرحله مديريت ريسك است، زيرا اتخاذ موازين كنترل ريسك پيش و پس از معامله اثربخش بدون اينكه واسطهگر درك كاملي از وضعيت ريسك مشتري داشته باشد، امكان پذير نيست.
براي مثال، كنترلهاي پيش و پس از معاملهاي كه واسطهگر در مورد يك شركت بزرگ بين المللي كه در بازارهاي مختلف (ممكن است هدف از معامله در يك بازار، پوشش موقعيت معاملاتي در بازار ديگر باشد) معامله ميكند، بهكار ميبندد، ميتواند از كنترلهاي اعمال شده در مورد شركت كوچكتري كه تنها در يك بازار معامله ميكند، متفاوت باشد. همچنين از آن جا كه واسطهگر مسئول نهايي سفارشهاي مشتريان خود است، امكانات مشتري را به لحاظ دارا بودن ابزارهاي مديريت ريسك به منظور كنترل دسترسي الكترونيكي مستقيم دقيقاً بررسي ميكند. همه واسطهگران شركتكننده در تحقيق كميته مقررات بازارهاي ثانويه و كميته مقررات واسطهگران، معاملات را پيش و پس از اجرا پايش ميكنند، اما پايش معاملات پيش از اجرا به اشكال مختلفي صورت ميگيرد. هم چنين يكي از دلايل فراهم نكردن امكان دسترسي تضميني توسط برخي از واسطهگراني كه مشتريان خود را ملزم به استفاده از زيرساختهاي خود كردهاند، اين است كه واسطگر در اين روش نميتواند كنترلهاي پيش از اجراي مناسبي را اعمال كند. به نظر بيشتر واسطهگران، كنترلهاي پيش از معامله، حداقل مانع از ثبت سفارشهاي اشتباه ميشود كه به آن كاهش "خطاهاي دستي " نيز اطلاق ميشود. ساير كنترلهاي پيش از اجراي متعارف شامل هشدارهاي "فعاليتهاي نامتعارف " و فيلترهايي است كه حداكثر اندازه سفارش را مشخص ميكنند.
همچنين بنا به اظهار واسطهگران، سيستمهاي مديريت ريسك آنها به روشي طراحي شده است كه فوراً به افزايش ريسك الگوي معاملاتي مشتري واكنش نشان ميدهند. چندين واسطهگر از كشورهاي عضو كميتهها نيز محدوديت يا فيلترهايي در مورد اندازه سفارشها، اعتبار و كل وديعه در معرض ريسك، حداكثر اندازه سفارش و كل ارزش سفارش قرار دادهاند. با نقض اين حدود، از جريان سفارشهاي بعدي ممانعت ميشود. يك واسطهگر نيز مشتريان خود را ملزم كرده است حدود معاملاتي تعيينشده را رعايت و با داشتن هشدارهاي پيش از موعد در سيستمهاي مديريت ريسك خود از نقض احتمالي حدود جلوگيري كند.
تعدادي از واسطهگران نيز در شرايطي كه مشتري با اتخاذ موقعيت معاملاتي، در مجاورت حدود كلي تنظيم شده قرار گيرد، ميتوانند از دفعات و يا اندازه سفارشهاي بعدي وي به منظور پيشگيري از نقض حدود بكاهند. اين ابزارها به ويژه در مورد مشترياني كه از الگوريتمهاي معاملاتي براي ثبت سفارشهاي خود استفاده ميكنند، ميتواند كاربرد داشته باشد. همچنين بيشتر واسطهگران از اين اختيار برخوردارند كه به منظور جلوگيري از ثبت سفارشهاي بعدي توسط مشتري، دكمه "توقف" يا "اضطرار " را فشار دهند.
استفاده از كنترلهاي اجرا پيش از معامله نيز روز به روز افزايش مييابد. براي مثال، برخي از واسطهگران از اين امكان برخوردارند كه جريان سفارشهاي معوقي كه توسط مشتريان خود ثبت شده، اما تاكنون اجرا نشده است را نيز مشاهده كنند. برخي از واسطهگران نيز سعي دارند اين قابليت را توسعه دهند كه به منظور اجراي فيلتر پيش از اجرا، بتوانند سفارشها را به تعويق بياندازند، بدين ترتيب كه پس از آن كه مشتري سفارش خود را ثبت ميكند، سيستم هاي خودكار واسطهگر يك ثانيه مهلت دارند كه سفارش را رد كنند. بنا به اظهارنظر يك واسطهگر در انگلستان، وضع "حدود سيستماتيك" براي مشتري در مورد سفارشهاي پيش از اجرا، مادامي كه معاملات از طريق زيرساختهاي واسطهگر انجام نميشود، امكان پذير نيست. وي اظهار داشت بايد اطمينان يافت كه كنترلهاي مشابهاي در بخش كاربر نهايي مشتري (علاوه بر بخش كاربر نهايي واسطهگر)، وجود دارد و هم چنين بايد توجه كرد كه مديريت كنترلها دشوار است و تعهدات قانوني ديگري را نيز ميطلبد.
استفاده از كنترلهاي اجرا پيش از معامله در پيگيري خودكار سفارش بيشتر متداول است. در اين روش، واسطهگر از امكان مشاهده و مداخله در جريان سفارش برخوردار است و ميتواند سفارش را پيش از اجرا متوقف كند. اما در دسترسي تضميني، استفاده از فيلتر كمتر متداول است، در برخي از موارد با توجه به سياستهاي بازار يا اتاق پاياپاي اجراي آن امكان پذير نيست.
مسألهاي كه پاسخ دهندگان تحقيق در مورد آن نظر مشتركي دارند، اين است كه فيلترهايي كه منجر به تأخير در اجراي سفارش ميشوند براي مشتريان مورد پذيرش نيست. بنا به اظهارنظر يك واسطهگر در آمريكاي شمالي، فيلترهايي كه بر پايه الگوريتم محاسباتي وضع شده اند، زمان زيادي را در محيط معاملاتي به خود اختصاص داده و از اينرو موردپسند مشتريان نيستند.
برخي از واسطهگران اروپايي به سياستهايي اشاره كردهاند كه ضمن استفاده از ابزارهاي پايشي براي محاسبه موقعيت سفارش مشتري در بازار و فيلتر براي پايش حدود اندازه سفارش، تنها در مورد شركتهاي تحت نظارت و بر اساس نسبتهاي احتياطي و كنترلهاي مديريت ريسك به كار ميبرند. يكي از واسطهگران اروپايي، فيلترهاي خودكاري را در سيستمهاي شركت خود به كار گرفته است. مشتريان با تجربه و دانش بيش تر نيز ملزم به اجراي كنترل هاي مديريت ريسك و اعتبار براي فعاليتهاي معاملاتي خود هستند.
همه واسطهگران شركت كننده در تحقيق پايشهاي پس از معامله را نيز انجام ميدهند. يك واسطهگر اروپايي در كنار وضع حدود مختلف براي اعتبار، ريسك استرس، ريسك تراكم زياد و حدود براي محدوده خريد اختيارمعامله، از مدل مديريت ريسك توسعهيافته داخلي در زمان تراكم سفارشها استفاده ميكند. رويكردهاي متنوعي در مورد كنترلهاي پس از اجرا وجود دارد. يك واسطهگر آمريكايي نيز كنترلهاي پس از اجراي خود را توسط فيلترها انجام نميدهد، بلكه از طريق بازرسيهاي نظارتي و گزارشهاي موردي ريسك مقرراتي را مديريت ميكند.
فشارهاي رقابتي و احتمال"سقوط جمعي "
دسترس پذيري فيلترهاي سيستم، به ويژه زماني كه واسطهگر موظف است توسط اين فيلترها معاملات را كنترل و پايش كند، بيشترين اهميت را در بين موضوعاتي كه در بخش قبلي به آن اشاره شد، دارد. دسترس پذيري شامل فيلترهاي پيش از معاملهاي كه مانع از اشتباهات ثبت سفارش (خطاهاي دستي) ميشوند و نيز فيلترهاي طراحي شده براي جلوگيري از ورود سفارشهايي كه از حدود تعيين شده براي موقيعتهاي مشتري و اعتبار وي تجاوز ميكند، ميشود.
درخواستهاي مطرحشده "معاملهگران الگوريتمي پر سرعت " كه با مخالفت با اجراي كنترلهاي سيستمي پيش از معامله دسترسي الكترونيكي مستقيم، به دنبال كاهش تأخير در اجراي سفارش هستند، حاكي از اهميت اين موضوع است.
اطلاعات دريافتشده در تحقيق كميته مقررات بازار ثانويه و كميته مقررات واسطهگران بازار، روشن كرد كه فشار براي اجراي فوري سفارش توسط معاملهگران الگوريتمي پر سرعت كه كاهش چند ميلي ثانيهاي تأخير در اجراي سفارش براي آنها مزيت مهمي به شمار ميرود، باعث افزايش تقاضا براي حذف فليترهاي پيش از اجرا شده است. در نتيجه، برخي از واسطهگران تحت فشار رقابت مجبور به پذيرش سفارهاي دسترسي الكترونيكي مستقيم بدون اعمال فيلترهاي پيش از اجرا شدهاند.
برخي از بورسهاي آمريكا نيز از طرف اعضاي غير واسطهگر پر سرعت براي كاهش كاركردهاي فيلترهاي پيش از اجرا از سيستم بازار بهمنظور كاهش تأخير، تحت فشارهاي مشابهي قرار داشتند كه به موجب آن شركتهاي عضو پاياپاي مسئول را از اجراي كنترلهاي پيش از معامله معاف كردند.
قابل توجه است كه برخي از بازارها امكان اعمال فيلترهاي پيش از معاملهاي را براي واسطهگران يا اعضاي پاياپاي فراهم آوردهاند. اين فيلترها ميتوانند به واسطهگران مسئول يا اعضاي پاياپاي هشدار دهند كه يك معامله از حدود تعيين شده تجاوز كرده است يا اين كه يك "حد سخت گيرانه " براي رد سفارش تنظيم كنند.
امكان قطع ارتباط فيلترهاي سيستم دسترسي الكترونيكي مستقيم به درخواست مشتري، ميتواند تبعات مديريت ريسك و نظارتي و تطبيقي ديگري به همراه داشته باشد. به ويژه تقاضاي مشتريان مبني بر عدم اعمال فيلترهاي سيستم براي كاهش تأخير در زمان اجراي سفارش، ميتواند منجر به افت كاركردهاي مديريت ريسك مشتريان پر سرعت و نيز واسطهگراني شود كه سفارشهاي آنها را بدون اعمال فيلترهاي پيش از معامله اجرا ميكنند. در واقع انگيزهاي براي واسطهگران ميشود كه ابزار ارزشمند حمايت از قاعدهمندي بازار و مديريت ريسك را به منظور جلب تقاضاهاي مشتريان يا واسطهگران غير عضو پاياپاي كه بهدنبال مزيت ناشي از تأخير اندك ولو در حد چند ميلي ثانيه هستند، كنار گذارند.
برخي از شركتهاي تسويه و پاياپاي و نمايندگان صنعت واسطهگري نيز اذعان كردهاند كه مديريت ريسك نبايد مجموعهاي از اقدامات مكانيكي يك طرفه در نظر گرفته شود، بلكه اتكاي رويكردهاي مديريت ريسك مسئوليت پذيرانه بايد بيشتر بر بررسيهاي دقيق " مشتري خود را بشناس" و كنترلهاي پس از معامله قرار گيرد تا فيلترهاي پيش از معامله. برخي از واسطهگران و نمايندگان بازار خاطر نشان كردهاند كه رد مكانيكي يك سفارش كه از حدود معاملاتي "سخت گيرانه" تجاوز كرده است، بدون برخورداري از دانش كافي از استراتژي معاملاتي كلي مشتري و موقعيتهاي معاملاتي وي در ابزارهاي ديگر، ميتواند ناآگاهانه موقعيت سودآوري را به موقعيت زيان ده تبديل كند. هم چنين بنا به اظهار واسطهگران، مشتريان نهادي آنها بهمنظور كاهش ريسك كلي خود به دفعات سفارش وارد سيستم ميكنند.
براي مثال ممكن است مشتري به منظور جبران موقعيتهاي موجود خود اقدام به ثبت سفارش كند. برخي از واسطهگران نيز معتقدند كه بايد تا حدي به مشتريان آزادي عمل دهند تا به طور ناآگاهانه توان مشتريان در ورود به معاملات كاهنده ريسك محدود نشود.
طرفداران رويكرد منعطف مديريت ريسك معتقدند كه تصميمهاي مديريت ريسك مسئوليت پذيرانه نميتواند در يك فرمول خلاصه شود، بلكه بايد در نتيجه فرآيند تصميمگيري موردي و فعال اتخاذ شود كه ويژگيهاي متمايز و ميزان تجربه و دانش مشتري را در نظر ميگيرد. در اين رويكرد، اتكاي واسطهگر به جاي كنترلهاي پيش از معاملهاي كه حدود سختگيرانهاي را بر كميتهاي سفارشي وضع ميكنند، بيشتر بر سنجش اعتبار و ميزان تخصص و سابقه مشتري، هم چنين تجارب قبلي وي است و از اين رو كاركرد كنترلهاي پيش از معامله ميتواند تغيير كند. براي مثال، فيلتر پيش از معامله به جاي قرار دادن محدوديت بر سفارشها براي هشدار دهي مورد استفاده قرار ميگيرد.
با اين حال، پيشرفتهاي تكنولوژيكي باعث كاهش تأخير اجراي فيلترهاي پيش از معامله به عنوان ابزار مهم مديريت ريسك شده است. متعاقب آن، اين پرسش مطرح ميشود كه آيا بازارهايي كه امكان دسترسي الكترونيكي مستقيم را فراهم آوردهاند، بايد فيلترهاي پيش از معامله و كاركردهاي پس از معاملهاي ويژهاي را، به عنوان بهترين رويكرد ممكن، براي بهبود مديريت ريسك در سطح شركتي اعمال كنند يا خير.
در همه كشورها، اين موضوع براي مقامات ناظر اهميت بسياري دارد و بررسي مسائل مربوط به پيشرفتهاي كنوني بازار بسيار ضروري است.
مسائل مربوط به كفايت اطلاعات دريافت شده از بازار و يا اتاق پاياپاي
اطلاعات پيش از معامله
اطلاعات پيش از معامله در ارتباط با معاملات مشتري با توجه به نوع دسترسي فراهم شده توسط واسطهگر متفاوت است. در مورد ضرورت اطلاعات پيش از معامله ديدگاههاي متنوعي وجود دارد. بيشتر واسطهگران اطلاعات پيش از معامله سفارش را براي اهداف مديريت ريسك ضروري ميدانند و عدم امكان كسب اطلاعات پيش از معامله را عامل مهمي در تصميم خود مبني بر عدم ارائه دسترسي تضميني به حساب ميآورند. از طرف ديگر برخي از واسطهگران در آسيا و آمريكاي شمالي معتقدند كه پايش مشتريان به مجرد انجام معامله كافي است. ساير واسطهگران نيز اطلاعات را به صورت لحظهاي پايش ميكنند.
براي بيشتر پاسخ دهندگاني كه امكان دسترسي تضميني را فراهم آوردهاند، نوع اطلاعات كسب شده توسط واسطهگر در مقايسه با زماني كه واسطهگر به طور مستقيم اقدام به اجراي سفارش ميكند، تفاوت چنداني ندارد. اين اطلاعات شامل اطلاعات از قبيل نوع خريد /فروش، موقعيت سفارش، محصول، قيمت، مقدار و شناسه مشتري است.
با اين حال واسطهگراني كه براي مشتريان خود امكان دسترسي تضميني براي انجام معاملات را فراهم آوردهاند، همواره اطلاعات مربوط به سفارشهاي معوق را پيش از اجرا دريافت نميكنند. براي مثال، بنا به اظهار يك واسطهگر آمريكاي شمالي، "در دسترسي تضميني، سفارش مشتري پيش از اجرا به جز از طريق پايانههاي نظارتي كه توسط دفاتر خدمات /ارتباط دهندگان فراهم شدهاند، قابل مشاهده نيست". يك واسطهگر آسيايي نيز ادعا ميكند "هيچ گونه اطلاعات پيش از معاملهاي راجع به سفارشهاي مشترياني كه از طريق زيرساختهاي خود امكان دسترسي الكترونيكي مستقيم را دارند، دريافت نميكند."
برخي از واسطهگران از قابليت كسب لحظهاي اطلاعات برخوردارند كه "ارسال كپي" خوانده ميشود. به عبارت ديگر، به محض قراردادن سفارش توسط مشتري در دسترسي تضميني، واسطهگر يك كپي از سفارش وي دريافت ميكند.
به طور تئوريكي سفارش هنوز اجرا نشده است، اما در عمل پس از دريافت اعلاميه "ارسال كپي"، امكان توقف سفارش وجود ندارد. بر اساس تحقيق كميته مقررات بازارهاي ثانويه و كميته مقررات واسطهگران بازار، ابهاماتي در مورد اين كه آيا فنآوريهاي جديد به واسطهگري كه اين گونه سفارشها را دريافت ميكند، امكان توقف سفارش را پيش از اجرا خواهد داد يا خير، وجود دارد.
تنها يك مقام ناظر اظهار كرده است كه كنترلهاي پيش از معامله كه در روش پيگيري خودكار سفارش انجام ميشود بايد در دسترسي تضميني نيز اجرا شود، زيرا تعهدات قانوني واسطهگر (و نيز الزامات قابل كاربرد بازار)، بسته به نوع دسترسي تغييري نميكند. بنا به اعتقاد مقام ناظر مزبور، واسطهگران تعهداتي در مورد رعايت الزامات مقرراتي در ارتباط با مديريت ريسك اعتباري كه با ارائه امكان ارسال سفار شها به بازار براي مشتريان ايجاد مي شود، دارند و مديريت اين ريسك اعتباري يكي از جنبههاي كليدي مديريت كسب و كار واسطهگري است.
اطلاعات پس از معامله
مسائل مربوط به اطلاعات پس از معامله كمتر از اطلاعات پيش از معامله مورد موشكافي قرار گرفته است. اطلاعات پس از معامله كسب شده براي مشتريان دسترسي الكترونيكي مستقيم توسط واسطهگران، مشابه مشتريان غير دسترسي الكترونيكي مستقيم است كه شامل جزئيات كامل معامله (نوع، ابزار، قيمت، كميت، زمان و غيره) ميشود، با اين تفاوت بسيار جزئي كه اطلاعات به محض انجام معامله دريافت ميشود (هر 5 دقيقه بسته به بورس). سرعت انتقال دادهها به نوع دسترسي و خط الكترونيك /اتصال استفاده شده توسط مشتري بستگي دارد.
از واسطهگران خواسته شد تا پيشنهاداتي در مورد اقدامات مثبتي كه بازارهاي ارائه دهنده دسترسي الكترونيكي مستقيم ميتوانند در مورد كنترلهاي پيش از معامله و پس از آن انجام دهند، مطرح كنند. برخي از اين پيشنهادات در زير آورده شده است:
استانداردسازي: چندين شركت در كشورهاي مختلف خواستار توسعه چارچوب استاندارد براي گزارشدهي معاملات مشتريان در بورسها شدهاند؛
شفافيت براي شركتهاي عضو پاياپاي: يك شركت اروپايي به اعضاي پاياپاي بورس به دسترسي شفاف و كامل به اطلاعات مشتريان پاياپاي اشاره كرده است؛
اطلاعات كامل جريان سفارش: به نظر يك واسطهگر آمريكاي شمالي، استفاده از تعيين سقف سفارش،
محدوديتهاي موقعيت معاملاتي و محاسبه وديعه به روش اسپن در سطح بورس، ميتواند بسيار كارا باشد؛ و بهنگام بودن: به نظر يك واسطهگر آمريكاي شمالي، انتقال لحظهاي همه معاملات به شركتهاي عضو پاياپاي، به فرآيند مديريت ريسك كمك ميكند.
دريافت فايل PDF
______________________
بازگشت به صفحه آموزش