____________________
برنامه ريزي استراتژيك
____________________
در جهان امروز برنامهریزی استراتژیک به عنوان یکی از ابزارهای مهم برنامهریزی مدیران با رویکرد آینده نگری مطرح است. این نوع برنامهریزی میتواند بستر لازم را برای شناخت وضعِ موجود،جایگاه آتی یک سازمان و همچنین راهبردهای حرکت به وضع مطلوب را ترسیم کند. بسیاری از کارشناسان علم مدیریت، مهمترین مزیت برنامهریزی استراتژیک را تأکید بر شناخت محیط، تجزیه و تحلیل تأثیرگذار آن از جمله عوامل بازدارنده و پیش برنده در تصمیمگیری میدانند و از این دیدگاه معتقدند که تفاوت اساسی بین برنامهریزی استراتژیک و برنامهریزی درازمدت وجود دارد. برای اجــرای برنامهریزی استراتژیک بر توسعه و ارتقاء تفکر استراتژیک به عنوان یکی از عوامل بنیادی توسعه فرهنگ و دانش راهبردی مدیران مینگرند و بر این باور تکیه دارند که مدیریت استراتژیک، هدایت تفکر استراتژیک برای اجرا و عملیاتی کردن آن است.
توسعه صنعتي ايران و چشم انداز بازار رقابتي با توجه به پيوستن احتمالي ايران به سازمان تجارت جهاني (WTO) و همچنين سياستهای اقتصادي دولت در جهت خصوصي سازي و لزوم ورود شرکتها به بازار بورس نياز به تجديدنظر در سياستها و خط مشيهای موجود مؤسسات توليدي و تنظيم يک استراتژي مناسب براي برخورد با شرايط جديد را غيرقابل اجتناب مینمايد.تنظيم اين استراتژيها با تجزيه و تحليل تغييرات محيطي و شناخت فرصتهای جديد از يک سو و بررسي تجديدها و تهديدهاي ناشي از سياستهای دولت و دگرگونيهای ناشي از شرايط جديد بازار با انجام مطالعات و تحليلهای کارشناسي ميسر میشود. با بررسي عوامل داخلي شرکت، از جمله سازمان و تشکيلات، ساختار منابع انساني، منابع مالي، منابع فيزيکي (ماشين آلات و تجهيزات)، نظامهای مديريت و اطلاعاتي و امکانات نرم افزاري، به شناخت نقاط قوت و ضعف شرکت در انجام مأموريت کلي آن دست خواهيم يافت.
بر اساس اطلاعات و دانش به دست آمده در مورد فرصتها و تهديدات محيطي شرکت از يک سو و نقاط قوت و ضعف داخلي آن از ديگر سوي و با استفاده از متدولوژي برنامه ريزي استراتژيک، مأموريت يا رسالت جديد شرکت و سياستها و استراتژيهای جديد آن تعريف، ارزيابي، تنظيم و اولويت بندي شده و بر اساس آن وظايف جديد و طرحها و پروژههای تحول دروني و بازسازي شرکت تعيين خواهد شد.
برخی کارشناسان دو واژه برنامهریزی استراتژیک و برنامهریزی درازمدت را با هم و متناظر یکدیگر بکار میبرند. برنامهریزی استراتژیک و برنامهریزی درازمدت در ارتباط با تأکیدات محیطی و فرضیات آن با هم متفاوت هستند.
برنامهریزی درازمدت، بطور عموم بر مفهوم توسعه یک برنامه برای حصول به هدف یا مجموعه ای از اهداف پیشبینی شده در چندسال دلالت دارد. با قبول و تصور دانش جاری و اطلاعات موجود درباره شرایط آینده که از توانایی قابل اعتمادی در یک دوره اجرایی خاص نیز برخوردار است.
این نوع برنامهریزی در دوره پنجساله و یا شش ساله انجام میشود. به عنوان مثال، شرایط اقتصادی در دوره یاد شده، بــا ثبات و یا قابل پیشبینی است. لذا برنامهریزی درازمدت هم مفید و هم قابل قبول است.
از طرف دیگر، برنامهریزی استراتژیک بر این فرضیات، استوار است که یک سازمان باید پاسخگوی تحولات آتی و تغییرات محیطی باشد. (نه در یک محیط ثابت که برنامهریزی دراز مدت انجام میشود).
یقیناً از شرایط عمومی، موضوع تغییرات مستمر در محیط اجرایی بخشهای مختلف قابل شهود است که امکان پیشبینی کامل را از ما سلب میکند. برنامهریزی استراتژیک، تأکید بر تصمیمات مهم و بنیادی دارد که توانمندیهای سازمانی را برای موفقیت و پاسخگویی به چالشهای محیطی قابل اطمینان سازد تا بتوان بر آنها غلبه نمود.
برنامهریزی استراتژیک فقط زمانی میتواند مفید باشد که از طریق تفکر استراتژیک حمایت شود و درنهایت به مدیریت استراتژیک منجر گردد.
مدیریت استراتژیک به عنوان یک اقدام اساسی برای یک سازمان فعال و بهره ور مطرح است.
تفکر استراتژیک به این معنی است که از خود بپرسیم " آیا ما در حال انجام دادن کـارهای صحیح هستیم "؟ شاید و یا دقیقاً به این معنی که ما برای ارزیابی تفکر استراتژیک باید سه عامل را مورد توجه قرار دهیم:
1 ـ تعیین مقاصد و اهداف.
2 ـ شناخت دقیق محیط آتی و پیشبینی تغییرات آن، مخصوصاً نیروهایی که مؤثر هستند و یا مانعی برای تحقق اهداف محسوب خواهــند شد.
برنامهریزی استراتژیک یک تصمیم بنیادی و عملیاتی است، ولی میتوان گفت که آن تنها کوششی برای اتخاذ تصمیمات برای آینده نیست. برنامهریزی استراتژیک، مستلزم پیشبینی از محیط آینده است که تصمیمات آن در حال حاضر اتخاذ میشود. این موضوع به این معنی است که یک سازمان، باید زمان زیادی را برای کسب آخرین اطلاعات صرف کند و بروزترین اطلاعات را از تغییرات آتی کسب نماید تا بتواند بهترین تصمیمات را که قابل تشخیص است، اتخاذ کند و آن را به خوبی به عنوان یک طرح عالی و استراتژیک نیز اداره نماید.
همچنین برنامهریزی استراتژیک به عنوان یک ابزار مطرح میشود. ولی آن جایگزینی برای کسب قضاوت در مورد رهبری یک سازمان نیست، بالاخره رهبران در هر شرکت به ابزارهایی برای رسیدن به پاسخ صحیح پرسشهای موجود نیاز دارند و این سئوال برای آنها مطرح میشود که چه عواملی در سازمان مهم است که باید
به آنها پاسخ داد؟ و چگونه باید به آنها جواب داد؟ و چگونه جواب داده ایم؟ به عنوان یک امر محکم و قابل دفاع، نه یک مطالعه موردی که برای نگهداری در کتابخانه مفید باشد. لذا باید دادههای اطلاعاتی بخوبی تجزیه و تحلیل شود و با ابزارهای موردنیاز برنامهریزی استراتژیک، تصمیم سازی گردد. این مسئله میتواند پشتیبانی کننده تصمیمات باشد. با بهرهگیری از مهارتهای مناسب و استدلال منطقی که در نهایت کارکنان، بتوانند بخوبی در مورد سازمان خود قضاوت کنند.
بطور خلاصه برنامهریزی استراتژیک، یک فرآیند تفکر نظام گرا است که از یک مرحله به مرحله بعد بطور آرام این تفکر را هدایت میکند. برنامهریزی استراتژیک، یک فرآیند خلاق با یک بصیرت آگاهانه و درون بینی عمیق است که باعث تصمیمگیری بهتر نسبت به گذشته میشود. این فرآیند، مستمر و پویا است و به آینده و گذشته توجه دارد که قبل از رسیدن به تصمیم نهائی، زمینه را برای تصمیمسازی مناسب بوجود آورد. لذا هیچکس نباید در این فرآیند، از رفت و برگشتهای آن تعجب کند، مثل یک قایق شناور که در آب حرکت میکند و باید ناخدا، خود آن را زنده و سالم نگهدارد، ولی این، زمانی اتفاق میافتد که بتوان قدرت و جریان امواج را شناخت و بتوان برآنها غلبه کرد تا به سلامت به مقصد رسید.
برنامهریزی استراتژیک، معمولاً درست طراحی و اجرا نمیشود، دلیل این ضعف، فقط عدم تخصص وتجربه مدیران اجرایی نیست، بلکه غفلت مسئولان از تمهیدات لازم، تدارکات و نداشتن متدولوژی فرآیند رنامه ریزی استراتژیک است، لذا برای شروع، قدمهای زیر باید برداشته شود:
1- قبول این اصل که برنامه ریزی، جزیی از مدیریت است
آماده شدن قبل از شروع برنامه ریزی، یعنی برنامه ریزی، برای برنامهریزی کردن، قدم اول است.
آشنا کردن کارکنان با برخی از مفاهیم و تعاریف، آموزش جهت ارتقاء سطح دانش و بینش مدیران و تسری تفکر استراتژیک مجموعه یک سازمان از مدیران عالی رتبه تا پائین دستان، تشکیل جلسات کاری، سازماندهی، هماهنگی و انتخاب نیروهای مناسب، نحوه نظارت و کنترل صحیح در فرآیند برنامهریزی استراتژیک بسیار ضروری و مهم است.
2- سهیم کردن و سهیم شدن همه مدیران در اجرای فرآیند برنامهریزی استراتژیک:
انجام فرآیند صحیح برنامهریزی استراتژیک، نیازمند مشارکت همه جانبه، حمایتها و رفت و برگشتهای تیم برنامهریزی با مدیران داخل و خارج از شرکت است. تهیه، جمع آوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات، بدون مشارکت آنان کاری عبث و بیهوده است. انجام این مهم در هنگام اجرا حمایت خود مدیران را نیز بدنبال خواهد داشت.
یکی از روشهای مؤثر و مفید در جلب مشارکت مدیران، تشکیل جلسات ارائه اطلاعات و دریافت بازخور Feed back، است که از طریق تعیین روز جلسات، مشخصات شرکت کنندگان، دستور جلسات و تهیه صورتجلسات، انتقال اظهارات و نظرات شرکت به تیمهای کاری برنامهریزی و ... میسر خواهد شد.(منبع :جزوه آموزشي برنامه ريزي استراتژيك براي مديران ،مقتدالانام روانبخش ،سال 1387)
دريافت فايل PDF
_________________________
بازگشت به صفحه اصلي آموزش